خاصه من این و آنم ! غولی به فیلسوفی ساتیر

خاصه من این و آنم ! غولی به فیلسوفی ساتیر

شیر ایرانی نابود شد ، ببر ایرانی نابود شد
و اکنون من تنها یوز پلنگ ایرانی ام !
در تو آب خواهم شد
در تو خواهم خروشید
چونان خزر و در گر بار بَر تو بَر خواهم شکفت
چهار نعل ، چونان اسبی که بَر می تابد و دگر بار بَر می خروشد
تو تنها انار رسیده ای !
انجیرها شیرین گشته اند
من برای تو چون باد پاییزی ام
خواب تو مرا شیر کرده است ، مرا ببر کرده است
تو پیچیده ای
فَهل وار و اما من اسب بدون سوار !
بر تو بر خواهم نشست
خروشان
در تو خواهم شکافت
در تو خواهم چکید

۱۶۳