طعمه گندم

بغض این پنجره کافی نیست؟ رد نشو از دل دیوونم

اول راهِ کجا میری؟آخر این راه و میدونم

حسرت ما بودن امروز میشه فردا برزخِ ای کاش

اگه باریکِ تنِ کوچه به ظهورِ جاده دلخوش باش

اگه دردا شده قد کوه به سقوط غصه شک داریم

دستامونو توی دستِ ماه اگه تاریکیه میزاریم

نگو پوسیده شده ساقم تو بمونی من یکی دیگم

به تو از تازگی شبنم رو تن سرخ گلا میگم

تا تحمل کنی فانوسُ میگم از روشنی فردا

اگه موجیم و پر از آشوب میرسیم به ساحل دریا

شکل دیوونگیه سیلاب مشتمُ به آینه میکوبم

از منِ بی تو بدم میاد من کنار تو فقط خوبم

اگه دنبال بهشتی تو منو توو قلبت بزار حوا

طعمه گندمِ هر چی که فاصله میزاره بین ما

من فقط دستاتو کم دارم واسه لمسِ آرزوهامون

کافیه ارتش لبخندت واسه فتحِ دژِ دردامون

#واو_الف

۹۹
۲