نفسم

منو از آتیش تنهایی کشوندی به بهشت
بی تو هر جا واسه من میشه جهنم تا مرگ
رد زخمائی که از نبود تو مونده برام
هی منو می بره تا خط مقدم تا مرگ

دور دنیا رو توی ثانیه ای طی کردم
این سفر یه سفر ساده و معمولی نیست
مگه میشه من جدا شم از تو که روح منی
آخه از تو دل بریدن کار معقولی نیس!

“نذر چشمای تو باشه هر چی دارم نفسم
پامو پس میکشم از _دنیای بی تو _قفسم
یکم آهسته برو تا به قدم هات برسم”

رد خوشحالیو میگیرمو پا به پات میام
از ته دل همه ی زندگیمو میخندم
یه اشاره از تو باشه کافیه ،واسه یه عمر
چشممو رو همه ی دلهره ها میبندم

تو چشام میشه نوش که آسمون بی سر و ته س
تو چشات میشه نوش یک جنگل انبوهو
کلبه ی خاطره های من پر از شادی شد
خنده هات میبره از دل همه ی اندوهو

“نذر چشمای تو باشه هر چی دارم نفسم
پامو پس میکشم از _دنیای بی تو _ قفسم
یکم آهسته برو تا به قدم هات برسم ”

#زهره_پوربابکان‌

۱۶۰