دل اتاقم لک زده

دل اتاقم لک زده
از این فضا دل بکنم
که سقفش آسمونی شه
پرده ها رو پس بزنم

اما آخه نیست که بیاد
رخوتو از من بگیره
پروازو یادم بیاره
که یاد کوچه نمیره

وقتی تن عزیزش از
تو کوچمون عبور می کرد
چقدر هوا برم می داشت
فکری ازم خطور می کرد

شاید هوای من اونو
اینجا تو کوچمون گذاشت
عطر تنش با قلب من
انگار خیال بازی داشت

خوب می دونم یه روز میاد
پا به اتاقم میذاره
پرده ها رو پس میزنه
پروازو یادم میاره

اما حالا تا اون بیاد
چطور روزا رو سر کنم
کابوس رفتن اونو
با رویا بی اثر کنم

۱۴۲
۲
۱