ترانه پیاده رو

ترانه پیاده رو

صدای پای من توی پیاده رو چه زوزه می کشید همه غمای من پشت سر خودم به خونه می رسید

صدای پای من
توی پیاده رو
چه زوزه می کشید

همه غمای من
پشت سر خودم
به خونه می رسید

دلم به این خوش
به یادمی هنوز
سرت شلوغ که

خبر نمی گیری
خبر نمیاری
اینم دروغ که

همش دروغ که
بدون من مثه
یه عصر دلگیری

چقد عزیز من
واسه ندیدنم
بهونه میگیری

آره دروغ که
سرت شلوغ تو
دلم پر از غَمِ

وقتی میام پیشت
توی خودت میری
مثل مجسمِ

چه دیر فهمیدم
نگاه تو سرده
به من نمی خنده

داره توی سینه
به جای این قلبت
یه سنگ می بنده

به یادتم هنوز
تا نیمه های شب
دلم به این خوشِ

روزای عاشقی
پشت سرت میره
این حس میکُشِ

۱۹۷
۲