ترانه بغض

من و بغض و بارون و دیوونگی
با یادت که داره منو میکشه
هنوزم نگاهم رو در مونده چون
دل من به اینکه میای دلخوشه
بیا و بازم دست سرد منو
بگیر توی دستات بگو با منی
خیال تو داره منو میکشه
بگو این غما رو بهم میزنی
تو به این چشایی که ابری شدن
تو مدیون میمونی به این رابطه
نگو ب(ه)م محاله واسم داشتنت
چطوری واست ترک من راحته
تو مدیونی به این دوتا چشم تر
به بغض خیابون و این اسمون
به بارون که میباره رو گونه هام
تو مدیونی به عشق و احسامون
نگو که جدایی واسم بهتره
تا وقتی نمیفهمی این حالمو
بدون تو روزام چطور سر بشن
چطور بگذرونم اخه سالمو
بیا و غرور و بذارش کنار
بیا و غما رو ازم دور کن
واسه این که هستم دوسم داشته باش
واسه ما شدن عشقو مجبور کن
دل من هنوزم به یاد توئه
توهر لحظه و هر نفس با منی
نمیتونم از فکر تو دربیام
تو واسم مث روح برای تنی
تو به این چشایی که ابری شدن
تو مدیون میمونی به این رابطه
نگو ب(ه)م محاله واسم داشتنت
چجوری جدایی واست راحته
تو مدیونی به این دوتا چشم تر
به بغض خیابون و این اسمون
به بارون که میباره رو گونه هام
تو مدیونی به عشق و احساسمون

۱۹۵
۶