شب یلدا

از شبای دراز میفهمم
خیلی وقته که رفتی از خونه
تا ابد هم نخواااای برگردی
توی قلبم می مونی دیوونه

داره از پیشمون میره پاییز
رخت دلتنگیاشو تن کرده
از سر شب یه ریز میبارم
تو که نیستی هوا چقد سرده

شب و روزم بدون تو یلداس
دونه های انار دلتنگی
توی چشمای سرخ من پیداس

هر کی میشْماره جوجه هاشو ولی
من هنوزم به انتظار تو اَم
نگو پاییزِ من به سر نرسید
شب چلّه ست و بی قرار تواَم

فال حافظ زدم به نیّت تو
کاش امشب به خونه برگردی
قول میدم به روت نیارم که
با نبودت چه با دلم کردی

تا کلاغا خبر میارن که
ننه سرما نشسته تو ایوون
تب تنهایی میزنه به تنم
هی می گم از تو با خودم هذیون

شب یلدا کنار شومینه
از رو عکسات قصه میخونم
پسته های لبات خندونن
خاطرات تو بسته به جونم

شب و روزم بدون تو یلداس
دونه های انار دلتنگی
توی چشمای سرخ من پیداس

#زهره_پوربابکان

۱۸۱
۲
۱