ازدواج(طنز)

امان از این زمونه و آدماش
امان از این همه بریز و بپاش

امان از اون وقتی که یک ازدواج
سر میگیره همه میشن هاج و واج

وقتی جوون گیرش میاد یه کاری
با اهل منزل میره خواستگاری

ازش میپرسن داری آشیونی؟
اما نمیگن که نماز میخونی!

میگن درامدت چقد تو ساله
نمیگن اما نون تو حلاله؟

بابای دختره میگه مهریه
اگه زیاد نباشه (بی مهریه)

مادر دختر میگه توو رسم ما
جهاز کم اما زیاده شیر بها

با این شروط سخت بی جیم الف .(بی جا)
جوون میشه از ازدواج منصرف

جوونی که دلش گرفته اما
محض رو کم کردن بعضی از ما

چون که دلش از(نه)گرفته آتیش
زن میگیره از نوع دیجیتالیش

توسایت همسریابی یا توو چت روم
یواشی آشنا میشه با یه خانم

نشناخته میکنن به هم اعتماد
ندیده با عکسای هم میشن شاد

بدون هم گرفتار غم میشن
یه دل نه صد دل عاشق هم میش

میکشه کارشون به عقد و وصال
عمر عشقشون اما زیر یک سال

شرو(ع) میشه زندگی با علاقه
عاقبت قصه ولی طلاقه

زن میذاره مهریه شو به اجرا
با بچه هاش میره خونه ی بابا

مرد که توو زندون دلش از زن پره
یه مدتی رو اب خنک میخوره

خلاصه این که توی این زمونه
زیاده آدم خل و دیوونه

هرکی ارادتش به حق کم بشه
هر چی بلا سرش بیاد حقشه

۱۷۷

درباره‌ی z 95

مکن زغصه شکایت که در طریق طلب ******به راحتی نرسیدآن که زحمتی نکشید(حافظ)
عضویت