ترانه

حادثه

دیوونه تر از دیروز من عاشق چشماتم
من هم سفر عشقم ، همپای قدمهاتم

پروانه تر از هر روز من دور تو می گردم
دیوونه ی مجنونم ،با این احساس حظ کردم

تو دردو به من بسپار،من راهو بهت میگم
تو ظلمت شب این بار، من ماهو بهت میدم

من حالِتو میدونم از حادثه یخ کردی
وقتش شده عاشق شی وقتش شده برگردی

من بی تو و تو بی من درگیر زمستونیم
کی گفته جدا باشیم ما دیگه نمی تونیم

تو عشقتو فریاد کن تا من ختم جدایی شم
تو شعله ی این عشقی من هیزم آتیشم

۱۷۲

درباره‌ی محمدرضا ايراني

از جوانی شعر مینوشتم از همه نوع«کلاسیک.نیمایی وبیشتر از فروغ ونیماوخیام میخونم.مدرک مهندسی تولید دارم ودر یکی از وزارتخانه های کشورم در تهران فعالیت دارم.l
عضویت