اتفاقِ قشنگِ افتاده

اتفاقی نشسته بودم ک
اتفاقی تو دلم افتاد
وسط روزگار تاریکم
یه ستاره داشت می افتاد

تو مث آسمون مث ستاره میشی
وقتی چشماتو خووب می بینم
خیییس می شه تموم رویا هام
وقتی چشماتو خیس می بینم

اتفاق قشنگ افتاده
دنیا خیلی سرد و بی رحمه
من از اون روزی می ترسم
که زمستون بشه قلبت

دل دیووونه ای دارم
با خودم حرف می زنم هر شب
اونقدر فکر بهت کردم
که داره درد می کنه مغزم

کاش همیشه داشتمت کاشکی
تو رو توی سینه می کاشتم
کاشکی آدم نباشی تو رو
تو هوا تنفست بکنم

یه تماس سرخ میس کالی
از مخابرات رگ هایم
جای خیلی دوریه از تو
ک دلم یه جوریه امشب

اتفاقی توی رویاهام
دختریو همیشه می دیدم
ظاهرن توی مغز منه
واقعن دووور میشه ازم

۱۹۸

درباره‌ی alirezaqazavi

خنک آن قمار بازی که بباخت آنچه بودش بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر insta:@alirezaqazavi twitter:@alirezaqazavo alirezaqazavi@gmail.com
عضویت