باغ دیگری

ترانه باغ دیگری مصطفی رضاوند

تقدیر یعنی پیش من باشی سمت نگاهت باغ بیگانه از دست من هی سیب برداری اما نگاهت باغ آن خانه

تقدیر یعنی پیش من باشی
سمت نگاهت باغ بیگانه
از دست من هی سیب برداری
اما نگاهت باغ آن خانه

تحقیر یعنی خانه من دارد
اما تو گرم دیگری هستی
اصلا نمی فهمم چرا دل به
آغوش باغ دیگری بستی

تردید یعنی عاشقت هستم
اما نمی خواهم که برگردی
بیزارم از چنگال گرگی که
آغوش سردش را بغل کردی

تصمیم یعنی بی تو یا باتو
ازخانه بیرون میزنم امروز
در من دما هی اوج می گیرد
در این جهان سرد سرما سوز

این آخرین حرف منِ با تو
غیر از علاقه چی ازم دیدی
من عاشقانه دوستت دارم
اما تو این حالُ نفهمیدی

۱۳۳
۲