دیــوونِـــگی

سلام خیلی وقت بود که به دلیل مشکلات و شرایط پیش اومده نتونسته بودم اینجا کنارتون باشم فک کنم 1 سالی هست ترانه ی ( دیوونگی ) که چند وقت پیش گفتم تقدیم به شما عزیزان امیدوارم از خوندنش لذت ببرید 

بارون میباره اشوب و ویرونم

بی تو تو این برزخ زنده نمیمونم

بازم زمستونو تنها سفر کردم

دیگه نمیتونم تنهایی برگردم

دستام یخ بسته تو اوج دلتنگی

توی خیالت باز پی چی میگردی

تو حبس تنهایی این مرد میمیره

قلبت کنار کی اروم میگیره

 

 

هربار گمم کردی چشمامو بستم تا

شاید با این کارم قدرمو فهمیدی

اما ردم کردی گفتی نمیخوامت

تاوان این زخم و یه روزی پس میدی

 

 

هرشب که میخوابم کابوس میبینم

دائم از ادمها ایراد میگیرم

از خاطره سازی با تو پشیمونم

مثل یه فصل سرد درگیر بارونم

با هرکی خوشبختی دیوونگی کن باز

تو غربت پاییز من موندم و این ساز

دیر میشه وقتی که میفهمی بد کردی

وقتی تو بیراهه با بغض هم دردی…

 

۸۱

درباره‌ی علي جعفري

راه ارتباط با من : ali.jafari.lyricist@gmail.com ...//... لحظه لحظه ی زندگی من همانند تلاطم دریاییست که ارامش ندارد و این تلاطم فقط با ترانه هایی که هرکدام زندگی و احساس دورانی از زندگی من را بیان میکند ارام میگیرد .
عضویت