سلول خاکستری

سلول خاکستری

یه سلول خاکستری زندانیشم من از قدیم! یه روزی که جز تو نبود هیچکی توی این زندگیم!

یه سِلول خاکستری
زندانیشم من از قدیم!
یه روزی که جز تو نبود
هیچکی تویِ این زندگیم

یه موندن دروغی که
تویِ قَسمهای تو بود
یه سالهایِ شلوغی که
زیر قدمهایِ تو موند

یه خودکارو یه کاغذ و
نامه ی بی صداقت و
یه بوسه و یه کوچه و
دروغی از رفاقت و

یه خاطره که جا شده
تو ذهنِ هر دوتاییمون
یه پنجره که مات شده
از خاطراتِ دوریمون

یه هارمونی ساده از
ترانه هایِ دفترم!
یه هم خونیِ بی صدا
تو جاده ها و سفرم!

یه خاطرات ذوب شده
تو سلولِ خاکستری!
یه بیمار روانی که
مریض شده و بستری!

یه سلول خاکستری
زندانیشم من از قدیم!
یه روزی که جز تو نبود
هیچکی تویِ این زندگیم!

 

《ام_میم_مهدی》

 

 

 

 

۱۴۶