سماع الاغانی

سماع الآغانی

در کویر خم ابروی تو من
بار ها بال کشیدم چون باد
و زمستان دیدم

و تغابن که نیامد باران
و ستوهی که نشست
سرمدی بود که در آن دیدم

من خزانی بودم
در فراسوی افق
که در اندیشه خود مثل دیوار نشست

و تغزل وار در زمهریرش غلطید
که پس از شام سیه
به سپیدار نشست

و سَمر این بود باد
و سماع الاغانی
خم ابروی تو بود
آسمان بارانی

۷۷