***(گرگینه)***

تو من حلول می کنه یه ماه نیمه جون
با انتشار عکس تو از لنز خاطره
معشوقه ی جهان تو و من شاعری عقیم
هی دوره می کنن تو رو شعرای باکره!

من کاشف منابع کمیابِ تو تنت
چشمای تو عقیقن و موهات نفت خام
تخریب میشه قلب من از چین دامنت
با احتراق عطر تو، تو نیمه ی شبام

آهوی سر بریده ای از توی چشم من
ته مونده های جونشو با استرس دوید
از نیمه ی روشن تر افسانه های ماه
گرگینه های چشم تو، تو تخت من پرید
خورشید مو حناییِ قصه غروب کرد
وقتی خدا با دیدن تو دستشو برید!

آتیش می زنی همه دنیای خسته رو
وقتی که حرف می زنه مینای زیر پات
خاکستری شدن همه کوهای شهرمون
از انفجار جعبه ی باروت تو نگات

دستای تو یه مزرعه از گندمای ناب
فصل درو رسیده و من فکر احتکار!
شهرای دور و بر همه درگیر قحطی ان
تو سرزمین من فقط آغوشتو بکار!
تو ثروت منی مث ابرا برای دشت
بارون رحمتو فقط تو تخت من ببار!

داره غروب می کنه جادوی نیمه شب
رویامو جا بذار برو اما نه با یه کفش!
تعقیب می کنم تو رو از رو یه رد پا؛
جای لبت رو گردنم با یه رژ بنفش

۱۶۶
۴
۱