دختر هم نسل من

دختر هم نسل من اینک صدایش بسته است
از کژی های زمان، بی انتها او خسته است
دختر هم نسل من دیگر لبانش شاد نیست
دیگر آن خوش صحبت و خوش چهره و آزاد نیست
شور و شوق او دگر آن شور و شوق قبل نیست
دیگر او آن دختر شاد از صمیم قلب نیست
دختر هم نسل من، ما با نگاهت زنده ایم
خار در چشمت رود بی اختیار افسرده ایم
دختر شهر غریب، ما بیقراران توییم
فارغ از رنگ و فریب، چشم انتظاران توییم
دختر رویای ما، با یاد تو ما زنده ایم
جای آن نامردمان، از روی تو شرمنده ایم
دختر هم نسل من عزمت دوباره جزم کن
دور شو از رفته ها، خوبی دوباره نذر کن
دختر آزاده ام، نامت همیشه نامدار
گوهر ایران زمین، لبخند برایش وام دار
۳-۱-۹۴ ۱۴:۰۰
#سید_مجتبی_قاسمی
برگرفته از: www.chelchela.blog.ir

۱۴۶