شب

نشستم به امید امضای تو

که باطل شه مهر سکوت لبم

قدم هاتو آهسته آهسته کن

بذار ذره ذره بمیره شبم

 

از این بغض کالی که رو پلکمه

از این اشک های نچیده پرم

توو تن تکه های شبم میشه دید؛

که رو بال رویا زمین میخورم

 

سر بغض این قضه رو وا کن و

بذار رد بارونو پیدا کنم

هنوز قطره های تنم تشنه ان ؛

یه مردابو باید که دریا کنم

 

توو قلاب کابوس های شبم

یکی آسمونو زمین میزنه

تو میری سکوت دم رفتنت؛

به پایان من نقطه چین میزنه…

 

من و از  تن خواب ها پس بگیر

شاید این شب کهنه بیدار شه

بذار آخر قصه کابوس من ؛

توو قلاب دستات گرفتار شه

 

امید گندمی

 

۱۲۷