ضامن

ضامن

واسه من که دستم یه کم خالیه
محالی ولی میشه ممکن بشی؟
نه آهوی دشتم نه از کفترات
ولی واممو میشه ضامن بشی؟

اثاثم توی کوچه مونده هنوز
تو که مهربون بودی از اون قدیم
یه کم کاش میشد بهم جا بدی
توو چن متر از اون بارگاه عظیم

تو که توو کویر آه و سوز دعات
همش گریه ی ابرو در میاورد
دعا کن واسه اهل دور و برت
که فقر اومد و دین و ایمونو برد

دوازده امامی که پولدارشون
توو ایران ما قرعه افتاد بهت
یه ایون طلا داری و مادرم
اون انگشتر نقرشم داد بهت

میدونم که این خاک دستاتو بست
وگر نه تو و پول و ثروت کجا؟
تو و دیدن گشنگی یتیم
تو و این همه صبرو طاقت کجا؟

#معصومه -افلاطونی

۱۴۹
۲
۱