روزای خوش یُمن

واسه زنده بودن
چه انگیزه ای ڪه
شبیهِ تو باشه؟

همینڪه تو هستی
دل خسته ی من
بازم از خداشه
نگام روی دریا
توی موج موهات
داره باز می رقصه

چه خوش یُمنه با تو
همون روزایی ڪه
میگن خیلی نحسه

تو ڪه باشی دیگه
دلیلی نمی خوام
واسه زنده موندن

همین ڪافیه ڪه
ڪنار تو باشم
واسه از تو خوندن

چه حال قشنگی
ڪه تو این ترانه
نمی تونه جاشه

فقط ڪافیه ڪه
رو لب هات ڪنارم
ڪمی خنده باشه

چه ڪوتاهه روزا
توو موی بلندت
به چشمام نگا ڪن

غزل میشه شعرم
به من دل ببندُ
دو چشماتو وا ڪن

می خوام با تو عمری
بخونم ترانه
به یاد نگاهت

تموم اتاقم
شبا روشنه از
تو و روی ماهت

#آوایی-در-باران
فرزانه قاسمی

۱۵۸
۱