قحطی

در وصف آدم های غوره نشده مویزی که حتی شاخه ای را هم که روزی اَز آن آویزان بوده اند را به یاد نخواهند آورد…….

👇👇👇👇👇👇👇👇

دنیا داره تار میشه پیشِ چشمام
تا ڪی باید این زندگی رو بِپّام
پخته شدی تو زندگیّ و بازم
ناز می ڪنه برات یه آدمِ خام

وقتی آدم عمری مدارا ڪنه
دم نزنه این پا وُ اون پا ڪنه
دیگه نمی تونه یه وقتی ڪه شد
با هر ڪسی مثل خودش تا ڪنه
فرق می ڪنه حال و هوای دنیاش
فڪر می ڪنن حتی یه وقتی بجاش
سخته ڪه تازه ناز ڪنه تو دنیا
هر آدم بی سر و پایی براش

دنبال اونم ڪه ڪلڪ نداره
دیوار صافی ڪه ترڪ نداره
دنیا دیگه از چشمای من افتاد
بشڪنه دستی ڪه نمڪ نداره

میبینه ڪه میرن و جاش می ذارن
پاهاشونو رو شونه هاش می ذارن
مثل یه میوه ی رسیده یا نه
مثل یه قانون زیر پاش می ذارن
دنیا رو دارن با زبون می خرن
هر چیزی رو دارن به جون می خرن
وقتی ڪه قحطی باشه تو یه شهری
میوه های ڪالُ گرون می خرن
#آوایی-در-باران
فرزانه قاسمی

۱۸۲
۴
۱