تو رفتی از خیال من

تو رفتی از خیال من
چقدر ساده چقدر آسون
فقط تصویر تو مونده
روی هر قطره بارون

نمیره یادم عطرت رو
با اینکه قلبت از سنگه
تو نیستی و تو این روزا
دلم واسه تو دلتنگه

چشاتو بستی رو دنیام
روی احساس دلتنگیم
ما دوتا خط صافیم که
داریم بی وقفه می‌جنگیم

نه مهتابم نه خورشیدی
نه از هم تا ابد دوریم
یه روز شاید که نزدیکه
می‌فهمی هر دو مغروریم

همه راها به سمت تو
دیگه بن بست و مسدوده
تصور میکنم هر شب
خیالم جای تو بوده

نبخشیدی منو اما
دلم کاراتو بخشیده
تو رو میگم، تویی رو که
تو راه عشق ترسیده

فاطمه رمضانی

۱۵۶
۱