غرور

من حال این روزاتو میفهمم
دلتنگی و غمگینی بدجوری
هی با خودت میگی تموم میشه
روزای سخت و غصه و دوری

با فکر اون روزات شروع میشه
واسه ی دیدنش چه بی تابی
هر شب به یادش اشک میریزی
عکسش تو دستاته و می خوابی

یادت میاد هر بار رنجوندیش
اون با یه لبخند تو رو بخشیده
دوس داری بازم پیش هم باشین
آخه مگه دنیا امون میده

روزای خوبی که با هم داشتین
شاید دیگه هرگز نشن تکرار
هر بار اون بخشید تو هم یک بار
دست از غرور لعنتی بردار

سمیه مردانی

۲۰۳