تهران

چند سال بعد کجای این شهری
وقتی که با فکرتو درگیرم
مث یه دیوونه که بیماره
بازم یه راهو اشتباه میرم

چند سال بعد با خاطرات تو
دلتنگ این آغوش و احساسم
این شهرو باتو زندگی کردم
تهرانو بعد از تو نمی شناسم

من که تموم خاطراتم رو
از چشم زیبای تو می دیدم
مث یه تلخیه پر از تکرار
سمت جهان بی تو تبعیدم

چیزی نمیمونه از احساسم
وقتی که آغوش تو ناجی نیست
حالا که خوشبختی بدون من
به بودن من احتیاجی نیست

ترجیع بند:
من خاطرات سرد دربندو برفا و کولاک دماوندو
این کوچه های تنگ و تاریک و
حتی اتوبان و ترافیک و
چند سال بعد از تو نمی‌بینم

من پرسه های توی تجریش و میلاد و قهوه های خالی شو
تهران و بازار جنوبش رو
من خاطرات تلخ و خوبش رو
چند سال بعد از تو نمی بینم

۴۷۴
۷
۳

  • سلام و خوشامد
    کار تون رو خوندم بنظرم بایددقلمتون خوب باشه کار خوبه اگرچه بایک ویرایش کوچک خیلی بهتر هم خواهد شد
    در هر صورت منتظر کارهای بعدی تون هستیم حتما به ترانه ها نقدها سر بزنید و نظر ونقدتون رو زیر کار بچه ها کامنت بگذارید

    در مورد بند آخر فکر کنم کافه های خالی بهتر از قهوه های خالی باشه و معنی رو از ضعف تالیف دربیاره

    بسیار هم خوب و لایک

  • سلام ممنونم از نظرتون
    چشم حتما کارهای بیشتری رو برای سایت خوبتون ارسال میکنم

  • درود به شما. ترانه زیبایی ازتون خوندم. عضو گروه تلگرام آکادمی ترانه هم بشید.گروه مفید و خوبی هست.

  • عضو کانالتون هستم اگه لینک گروه رو برام ارسال کنید حتما عضو میشم
    ممنون

  • زیبا بود.

  • با سلام و عرض خسته نباشید خدمت هنرمند گرامی
    ضمن ادای احترام به نظری تمامی دوستان، باید متذکر شوم که شما با در نظر گرفتن وزن ترانه، مفهوم ترانه را نیز حفظ کردید.
    معانی که میشود گفت در ترانه های امروزی کاملا از بین رفته و ترانه کاملا ملودی محور شده اند.
    در نظر گرفتن داستان نیز در این حالت بسیار سخت تر است، که شما ضمن در نظر گرفتن موارد بالا حتی داستان را نیز به بهترین نحوه حفظ کردید، داستان ترانه کاملا پیوسته بود.
    به هر حال ترانه ی بسیار کاملی بود.
    موفق باشید.

  • ممنونم
    لطف دارید