بازیچه ی هوس

  1. لب هاشو می دوزن که ساکت شه
    چشمای هیزی رو تنش زومه
    تا چشمشو وا میکنه … وحشت
    توو بستر همخوابه ای شومه

    مشروب ،منقل ،شیشه و تریاک
    اسباب این روزای باباشه
    خورده تنش چوبای حرّاج و
    تا تن بده به هر چی که باشه !

    رویای آزادی فقط رؤیاس
    حتّی برای یک نفس جا نیس
    بازیچه ی دست هوس میشه
    فریادهای دختری با … هیس!

    خواهش..تقلّا..التماسی گنگ
    می میره احساس زنی خوشبخت!
    فردا… خبرها زوود می پیچه
    چاقوی خونی… لاشه ای رو تخت

    #زهره_پوربابکان

۱۹۵
۳
۲