حرمتت را نگه نمی دارند

حرمتت را نگه نمی دارند

حرمتت را نگه نمی دارند
فاصله، حرف تازه ای دارد
تو به رفتن، عجیب محکومی
بر مزارت ترانه می بارد/
بر مزارت ترانه می بارد
آن زمانی که گرم بدرودی
متعجب شدی از این همه عشق
ظاهرا مرد لایقی بودی/
ظاهرا بعد رفتن هر کس
قصه این طور می شود تکرار
مرثیه پشت مرثیه یا شعر
نازنین بود و گرم و بی آزار/
با دو صد حس ناب آزادی
می گریزی از این همه انسان!
می گریزی از این همه دیوار
می گریزی از این همه زندان/

۹۹
۱