خدای من یعنی میشه

دلم می خواد بغض گلوم سمتِ چشام راهی بشه
پلکام به اشکِ تنهایی سکویِ پرتگاهی بشه

هم خونه ی سکوتِ محض منم و دردِ بی کسی
خدا به حالِ این خونه یه روز نمی خوای برسی

دلم یه عاشقی می خواد از جنسِ غوغای تو باد
یه یارِ نیلوفری که مردابِ این تنو بخواد

آهای خدای خوبی ها خدای مهربونِ من
هندسه ی دستای من با دستِ یار معنی میشه
حسِ نفس هاش تو موهام یه یار اینجوری می خوام
صداش دوای تب باشه خدای من یعنی میشه

این بغض لعنتی جرا مثل یه طاعون می مونه
انگار این عاشقم شده قدرِ چشامو می دونه

عطرِ بهار و می زنم یه گلِ سرخ روی سینه
از خونه بیرون می زنم چشمِ خریدار ببینه

منتظر یه یاری اَم که تنهایی رو خواب کنه
بی اختیارِ دل بشه دلِ دنیا رو آب کنه

#به_بهای_عاشقانه_هایم
#مینا_مهدی_هداوند
#نامی

۳۲۹
۶
۵