تردید

نگام کردی ولی اینبار
نگاهت سرد و غمگینه
چی داری تو دلت بانو
چقدر بغضات سنگینه

چقدر تردیده تو چشمات
چقدر این حس غم انگیزه
درون ذهنت از نفرت
دلت از عشق لبریزه

توی برزخ اسیری تو
میون موندن و رفتن
میری میبینی اینبارم
تموم راها بن بستن

امیدی رو که یک عمره
تو رویای دلت کاشتی
داره پر میکشه،میره
تو قهری،من ولی آشتی

امیدت رو ندی از دست
بپر که آسمون بازه
زمان از عشق واسه تو
هزاران قصه میسازه

#مصطفی_فتحی

۱۶۵