ترانه مرگ عاشقی

میخوام که ازت دور شم
نباشم تا که مجبور شم

نباشم که عادت کنم
به هرچی کنارت حسادت کنم

نمیخوام که پاهام زنجیر شه
نباید که رفتنم دیر شه

یادته من غزل شدم
به شکل تو بدل شدم
شکسته بودی جون دادم
تو رو به آسمون دادم

تو بودی یار و یاورم
زنده شد با تو باورم
هرچی که داشتم از تو بود
رفتی ولی تو خیلی زود

رسیده مرگ عاشقی
رو به زوالِ رازقی
از حادثه ی سقوط تو
رسیدم به سکوت تو

از تو دیگه جدا شدم
به تقدیر مبتلا شدم
میرم بسوی سرنوشت
هرچی خدا برام نوشت

۲۰۲
۵
۱

درباره‌ی محمدرضا ايراني

از جوانی شعر مینوشتم از همه نوع«کلاسیک.نیمایی وبیشتر از فروغ ونیماوخیام میخونم.مدرک مهندسی تولید دارم ودر یکی از وزارتخانه های کشورم در تهران فعالیت دارم.l
عضویت