بشکنه دستی که نمک نداره

من عاشقت هستم و هیشکی جز تو
به حس من یه ذره شک نداره
دستمو ول کردی تو بدترین حال
بشکنه دستی که نمک نداره

با گوشت و خون عشقتو حس میکنم
اما میگی که عاشقی یه وهمه
آخ که چقد سخته بسوزی اما
اونکه دوسش داری تورو نفهمه

فک نمی کردم مث یه غریبه
اینجوری آواره بشم تو دنیات
کاشکی یه روز حرفای توی چشمام
ترجمه میشد به زبون چشمات

کاش لااقل میشد که زندگیمو
بدون عشق تو تصور کنم
کاشکی میشد یه لحظه تنهایی مو
با آدمی به غیر تو پر کنم

یه تار موتو نمیدم به دنیا
چقد بگم که از همه بهتری
دوست دارم اما رو قلبت هنوز
یه قفلی هست به اسم ناباوری
جادوی عشقو دارم اما انگار
نمیشکنه طلسم ناباوری

من عاشقت هستم و هیشکی جز تو
به حس من یه ذره شک نداره
دستمو ول کردی تو بدترین حال
بشکنه دستی که نمک نداره

۲۸۱
۶
۳