چقدر تلخه

چقدر تلخه که اون هر روز
دروغای قشنگ میگه
میخواد راحت بپیچونه
ولی از دل تنگ میگه

چقدر تلخه بزنگی بش
ببینی باز که مشغوله
بگه دنیاش تویی اما
همه دنیات یه سلوله

میون شعر تو میمیری
با چند تا پاکت سیگار
نفس هات بوی غم میده
تو این تنهاییه کشدار

مصیبت همدمت میشه
گلوت میشه یه آتشبار
گلوله میشه هر بغضت
میپاشه رو تن دیوار

دیگه هیچ کس نمی تونه
تو رو حتی بخندونه
برات بودن اسفباره
همین میشه یه دیوونه

من این حال بد و امروز
به چشم تو بدهکارم
همه میگن که دیوونه ام
هنوزم من دوسِت دارم

#علی_شهبازی

۲۲۱
۶
۱

  • درود جناب شهبازی. ترانه روون و زیبایی بود. موفق باشید.

  • سلام جناب شهبازی عزیز
    ترانه تونو خوندم
    ترانه ای بود با زبون بروبچه های این روزگار
    با اصطلاحاتی نظیر بپیچونه بزنگه و ..

    اما عقیده ی شخصی م اینه که غیر مصطلحات روزمره که خب جا افتاده در لحن محاوره ی سنین خاص ودرگفتگوی دوستانه شون بطور مثال همین لفظ بپیچونه ؛ بجز این دست که گاهی بازتابی از اینه که اجتماع واقعی و لحن تخاطب معمول یا متداول رو منعکس کنه
    در پاره ای از موارد آسیب زبان هست
    مثل چی ؟ مثل بزنگم بزنگه در معنای زنگ زدن وتماس تلفنی برقرارکردن اینهارو در دستور میگیم مخالفت با قیاس در مواردی شبیه به چنین موردی در متون ادبیات کلاسیک
    و در اینجا در ترانه هم من اینو آسیب شدید به زبان میدونم و مخالفم صددرصد و معتقدم این قسمت ویرایش بشه وفکر نمیکنم در بخش ویژه ی بررسی آثار برای مجوز ترانه جهت اجرا اینو با این ترتیب بهش مجوز بدهند

    اما درکل ترانه به واقعیت بروزی اشاره ی ضمنی داشت و خوب ن هم نکات رو منعکس کرده بود از جهت ارائه ی محتوای فکر

    سپاس از حضور وقلم تون
    موفق باشید
    لایک

    • درود
      ترانه چیزی است که از دل مردم می آید پس باید به زبان روز زمان خود باشد چه ما بخواهیم چه نخواهیم واژگانی چون بزنگم و …. امروز روز در زبان محاوره ی کوچه و بازار جا افتاده است و من معتقدم که هیچ وقت هیچ کس برای هیچ مجوزی ترانه نمی نویسد کسی که برای مجوز و … ترانه هایش را سازماندهی کند بی شک خود را در قالب و چهارچوب از پیش تعیین شده ی عزیزان بالادستی محدود خواهد کرد و برخورد سلیقه ای و مجوزی با آثار تنها یک نتیجه دارد و آن هم تخریب اثر می باشد

      • این که میفرمایید برای مجوز .. بله همینطوره اما اونچه من بهش اشاره دارم چیزی فراتر از این مطلبه
        اینکه چیزی شکل بگیره یک بحثه و اینکه چیزی رو که به عنوان خرده فرهنگ گفتاری باب شده ما ترویج کنیم یک بحث دیگه س
        چراکه که برای زبان معیار گفتار داریم در هر حیطه و به مقتضای هر امر

        مثلا در مواجهه با یک مقام عالیقدر طرز رفتاری گفتارمون متفاوته در مقایسه با روبروشدنمون بایک دوست و .. و..و..
        حالا میگیم مخاطب عام هست در ترانه بسیار خوب اما نباید خرده فرهنگ گفتاری رو که یک آسیب در معیار گفتار بحساب میاد رو ما ترویج کنیم
        منظور اینکه معیار گفتارمونو نباید باخط کش و اشل و شالوده ی خرده فرهنگ گفتاری یی که داره جا باز میکنه از صدر به ذیل بکشونیم

        در همه ی ملل و فرهنگها مقاومتها یی میشه برای مبارزه با تخریب ساختاری زبان اگرچه زبان رو یک موجود زنده تصور میکنیم که موقعیتش تحت نفوذ عوامل مدام تغییر میکنه اما تسلط معیارگونه ی خرده فرهنگهای گفتاری وزبانی رو بر زبان معیار سالم هیچ ملت و هیچ فرهنگی هرگز نپذیرفته ونخواهد پذیرفت
        زبان دریچه ی فرهنگ و اعتبار یک قوم و فرهنگ یک ملته و اصطلاحات و ترکیبات ولغات همه چهارچوب پذیرفته شده ای دارندو با زبان معیار سنجیده میشه همه چیز
        وگرنه فرهنگ واژگان کوچه بازاری فرهنگ واژگان لاتی فرهنگ واژگان .. هست یعنی این واژگان رسوخ کرده و رسوب کرده اما زلال جاری زبان نیست ما انکار نداریم و نمیتونیمم داشته باشیم و موجودشده متولد شده این اصطلاحات اما این رو در بخشهایی مثل شعر و ترانه در محیط اشاعه ی فرهنگ و ادب جواز نداریم استفاده کنیم همونقدر که جواز نداریم انکار کنیم
        این سلیقه ی من یا xیا y نیست
        این اصل هویت فرهنگی وزبانی یک ملت هست
        ترانه هایی که غیرزبان فکاهه طنز هزل و هجو باشن و در عین حال مشحون از اصطلاحات این فرمی باشند آسیب به خودشون وارد میکنند
        درهر زبان وفرهنگی نسبت به گسترش ترکیبات اصطلاحات و لغات اینچنینی در راس گفتار بعنوان معیار نو بدلیل عدم انطباق با صحت کلام مقاومت میشه

        نه بحث سلیقه نه بحث سانسور نه بحث انکار موجودیت چنین لغات و ترکیباتی ست اینها بحث ما نیست
        هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد
        جای اینجور واژگان در بستر فرهنگ معیار ترانه نیست
        بحث ما عدم جواز فرهنگی بدلیل پررنگ ماندن زبان گفتار معیار است
        و معیار نشدن اصطلاحات ادواری و خردفرهنگی در سطح قلم و فرهنگ وقتی جنبه ی عمومی دارد

        در یک کتاب رمان وقتی محیط محیط کوچه وبازار هست که باید منعکس بشه اونچه در جریان هست طبیعتا کسی نمیگه مکالمه ی دو پسر پونزده ساله ی صمیمی که مثلا بهم میگن بزنگ یا بزنگم و .. رو ما در نوشتار اصلاح کنیم چون موضوع رمان هست و تیپ شناسی و ارائه ی کاراکتر به همین انعکاس عینی متکی و محتاجه و بحثش فرق میکند اما در شعر و ترانه قطعا اگر بنابر هجو هزل مطایبه لطیفه گویی و طنز وفکاهه نباشه مجاز به کاربرد واژگانی از این دست نیستیم اینو من نمیگم معیار گفتار در کل جهان و ملل این ممانعت رو صحه میگذاره
        بحث ارشاد و ممیزی و روی چارچوب رفتن برای گرفتن جواز نیست بحث مسولیت فرهنگی یکایک ما در عرصه ی زبان وفرهنگ هست در حیطه ی عمومی

        ببخشید سرتون رو درد آوردم امالازم دیدم بگم از چه زاویه ای دارم نقد میکنم کاربرد واژگانی رو

    • درود
      پیرو نوشته دوم شما بانو ربانی و مطلب خرده فرهنگ هم باید خدمتتون عرض کنم ما چیزی به اسم خرده فرهنگ نداریم ، فرهنگ در تاریخ بارها و بارها مورد تغییر قرار گرفته ، اگر معتقدید که ما باید پایبند به اصل زبان پارسی باشیم پاسخ بنده نیز بله می باشد اما این کجا و آن کجا
      برای من و تمام کسانی که میگویند ما در قالب ترانه می نویسیم یک اصل اساسی بزرگ وجود دارد و آن این است که ما میگوییم ترانه باید با زبان محاوره باشد و در زبان محاوره واژگان لاتین ، فرانسه و ….. جا پیدا کرده و استفاده می شوند ، حتی واژگان ناهنجاری مثل بزنگم ، میزنگم و …. هم امروز در زبان محاوره ما جای گرفته تا جایی که حتی در رسانه ملی هم این دست واژگان به چشم می خوره ، حتی پای را فراتر گذاشته اند و عده ای که چون شما معتقدند که ما باید پارسی باشیم دست به ابداع کلمات می زنند نمونه بارزش همین کلمه گفتاواز که با واژه رپ جایگزین کردند شما گفتید خرده آسیب ابداع کلمه جدید خرده آسیب فرهنگی نیست بنا به نابودی یک زبان است ، ولی استفاده از واژگانی که بین مردم جای خود را باز کرده اند و مورد استفاده قرار میگیرند قانون ترانه است ، باز هم می گویم
      ترانه زبان مردم است و زبان در تاریخ مورد تغییر قرار میگیرد وظیفه هر ترانه سرا و شاعر این است که با زبان دوره خود ترانه و اثرش را بنویسد و هیچوقت یک ترانه سرا نباید فراموش کند که زبان ترانه محاوره است محاوره ……
      ممنون از انتقاد شما