ببار بارون

ببار بارون روی حسم
غبار غصه رو کم کن
ببار این حس من غم شد
غمو توو حس من گم کن

ببار بازم جای اشکام
نذار رو گونه های من
بباره تا بشینه هق
هقی توی صدای من

شکستم من توی حسرت
شدم هم کاسه ی دردا
ببار شاید بشه کمتر
همه دردام از این فردا

پریشونم از این دنیا
که هر چی خواستمو نشنید
رو سقف آرزوی من
تموم ظلمشو می چید

ببار جای دل خسته
دلم از گریه بیذاره
آخه عاشق تر از عشقه
با گریه آخر کاره

دلم ابره ولی حسم
نمیخواد باز بشه بارون
آهای دنیای عاشق کش
واسه گریه ندارم جون

چی میشه عمر غصه ها
بشه عمر گل لاله
خیال گریه ی ابرِ
چشامم واسه این حاله

تو وانفسای این احساس
تنم محتاج آغوشه
چرا یادم میره حتی
تنم از عشق سیاه پوشه

چرا اشکام جای بارون
به ساحل های این گونه
سرازیر شد ولی بازم
واسه گریه نبود شونه

۱۷۰
۲
۱

  • زیبا بود .من این ابیات رو خیلی دوست داشتم:
    رو سقف آرزوی من
    تموم ظلمشو می چید
    و
    چی میشه عمر غصه ها
    بشه عمر گل لاله
    در مورد این قسمت سوالی برام پیش اومد
    بباره تا بشینه هق
    هقی توی صدای من
    هق هقی با اینکه به هم وابسته هست می تونه دو تا مصرع جدا بیاد؟

    • ممنون که نظرتون رو گفتید
      و برای هق هق
      این کار چهار پاره نیست ولی بخاطر کوتاه شدن اینطوری نوشتم که هق هق از هم جدا شد والبته توی ملودی هم بینشون یه مکسی داره
      بازم ممنون بابت توجهتون