بغض

بی صدا بغض میکنم هر روز
بی صدا گریه های مرموزم
خسته ام دیگه هر چه باداباد
روشنم کن دوباره می سوزم

روشنم کن بزار از این آتیش
گُر بگیره تموم آغوشم
بعد از این همه فقط پاپوش
هر چه گفتی بگو که می پوشم

خاطراتم همه ترک خورده
تو مسیر نگاه مصلوبم
حالِ خوبی نداره من بودن
واسه کی باید بگم خوبم ؟

بی صدا یکی یکی هر روز
روی دستای تیغ خوابیدم
هر غروبِ سکوت و تنهایی
توی چشمام اسید پاشیدم

پشت هر صدای خمیازه
بین شعرای پوچ خندیدم
روی خط جنون و بی مرزی
روی مین دوباره رقصیدم

خاطراتم همه ترک خورده
تو مسیر نگاه مصلوبم
حالِ خوبی نداره من بودن
واسه کی باید بگم خوبم ؟

#علی_شهبازی

۱۵۹
۴
۱