"درمونِ بی خوابی"

واسه درمونِ بی خوابیم
به آغوشت نیاز دارم
توی هر قطره ی اشکم
هزارتا حرف و راز دارم

تویی اونکه توی قلبش
وجود عشقو حاشا کرد
تا ایستادم ، زمینم زد
شکستم رو تماشا کرد
چطور روت میشه که هربار
تنها بری توو اون کافه
یا یکی دیگه رویاتو
مثه موهات ببافه

قدم میزنم آهسته
توی تاریکیِ کوچه
تو دسته گل به آب دادی
حالا دنیا برام پوچه

 

 

قدم میزنم آهسته
توو این مردم دلمرده
که رویاشون به قولای
یکی دیگه گره خورده

با هر قدم که پیش میرم
غرورم له میشه انگار
بیا و خاطره هاتو
بگیر و برو دست بردار

 
چطور روت میشه که هربار
تنها بری توو اون کافه
یا یکی دیگه رویاتو
مثه موهات ببافه

قدم میزنم آهسته
توی تاریکیِ کوچه
تو دسته گل به آب دادی
حالا دنیا برام پوچه

۳۶۵
۱