غلط بود

برامون یه چیزی غلط بود همش

میدونستم آخر کجا میرسیم

نفهمیدم اینجا که من گم شدم

همینجا من و تو به ما میرسیم

مرتب میگفتی برو دل نبند

میرفتی بدون خداحافظی

مرتب شکستم که تو نشکنی

یه چیزی غلط بود ولی آخه چی ..!؟

میخوام حسمو به تو پیدا کنم

یه روزی یه جایی گم کردم تورو

دیگه بیشتر از این طردم نکن

اگه دیدی باهات سردم برو

به پایان رسیدن چقد ساده بود

تو بد کردی با من منم باختم

دیگه پیر شدم واسه ی ساختن

شاید زندگیمو غلط ساختم

دارم میرم این حق رو از من بگیر

دلم دست تو دست من رو دره

سکوتت رو بشکن یه چیزی بگو

میگفتی سکوت جمله آخره ..!

۱۴۰
۱