تصمیم

ازوقتی که گذشته
یه گوشه ای تکیدم
صبرم شده سرازیر
به ته راه رسیدم

بغضم گرفته اینبار
سنگین تراز همیشه
انگارتمومه این عشق
اون سهم من نمیشه

انگاری کوچش اینبار
برگشتنی نداره
محاله دیگه پاشو
توقلب من بزاره

تصمیمشو گرفته
قطعی تراز همیشه
تاثیری هم نداره
اشکای پشت شیشه

تو وحشت نبودش
میسوزم هرشب از توو
هرشب اسیر کابوس
تو حسرت و هیاهو

با اینهمه دورنگی
بازم به لحظه میرم
فکرمیکنم بهت تا
بافکرتو بمیرم

انگاری کوچش اینبار
برگشتنی نداره
محاله دیگه پاشو
توقلب من بزاره

تصمیمشو گرفته
قطعی تراز همیشه
تاثیری هم نداره
اشکای پشت شیشه

۶۷۳
۲

  • محمد رضت عزیز
    کار از لحاظ ساختار سالم بود و روون اما جای تصاویر بکر خالی بود توو ترانت

  • ترانه ی خوبی بود ولی همونطور که آقای قاسمی هم عرض کردند , جای تصاویر بکر خالی بود

    بیت اول:

    از وقتی که گذشته
    یه گوشه ای تکیدم

    ساختار ” یه گوشه ای” غلطه و واژه ی “تکیدم” هم با معیار امروز ترانه سرایی جور در نمیاد

    امیدوارم روز به روز در ترانه سرایی پیشرفت کنید