ماه و ماهی

واسه … من ، کافیه از انعکاست
یه کعبه عمقِ این برکه بسازم
تو رووی سقفِ آسمون بمونی
ولی من ، با همین زمین بسازم
واسم خوبه که معبودم تو باشی
یه عمره دورِ رویایِ تو گَشتم
همه دنیایِ من ، غرقِ یه بِرکَس
همه دنیامو دنبالِ تو ، گَشتم
واسه من ، برکه قد آسمونه
تو توویِ برکه ی من ، جا نِمیشی
شاید توو آسمون تنها بمونی
توویِ برکه ی من ، تنها نمیشی
دلم قُرصه به قُرصِ رویِ ماهت
تمامِ ماهو درگیرِ طَوافم
ولی تمامِ تو ، برایِ من نیست
از این دووریِ اجباری ، کلافم
می فهمم ، که نمی فهمی ، صدامو
صدایِ من رو گوشمم نفهمید
همیشه تا دهن وا کرده بودم
حُبابِ بُغضِ من ، صدامو دزدید
صدام زندونیِ این برکه مونده
نفس هامم اسیرِ آب می شه
چِشام میترسن از این که ببارن
آخه برکه ازش سیراب می شه
با فکرِ تو همیشه غرق ِ آبم
توو فکرم دورمون قفس کشیدم
خیالِ تو کنارم بوده عمری
که زیرِ آب هم نفس کشیدم

میونِ چشمِ من تا رووی ماهت
درسته فاصله یه آسمونه
میخوام ثابت کنم دلم پرندس
فقط به تو رسیدن آرزومه

۱۲۸