« نشد «

« نشد »

به این تنهـــایی ِ ممــتد، به این حــال و هــوای ِ گـَس
به این پوچــی ِ تحمـیلی  ، به این تکــرار ِ بی بُن بَس

به این بغضای بی موقع ، به این چشمــای خود درگیر
به این یادای طــــولانی ، به این تسکــین بــــــی تاثیر

به این ساعت ، به این خواب ِ – زمستونی ِ مشکوکش
به این آرامـــش ِ کــــــال ِ پـُر از ایهـــام و ناکــــوکش

به این شب های بی پایان ، به این قـرصای خواب آور
به باورهــای شک دارم ، به این حـــسّ ِ عــــذاب آور

به این خامــوشی ِ متـــروک که آواری رو این لبــهان
به آدم هــای بی ربطـــی که لبخــند ِ منو می خــــوان

نشد عـــادت کنم بی تو ؛ نشــد این زجـــرو از بر شـم
نشد دیوونگــیم کم شه ؛ نشــد که ســـر به را تر شـم

نشد خــالی شم از حسرت ؛ نشد کــم بودنـت کــم شـه
نشد که بودنت مـــرهم – واسـه دردای دیگـــه م شـه

چقــد دامــن زده دوریــت بــه این دلتنگــیای مـَـشـت
بایــد بازم برتگـــردوند بـه این آغوش ِ بی برگـــشت

۲۳۵
۱
۱

درباره‌ی ایمان جمشیدپور

متولد و ساکن استان بوشهرم از 16 سالگی ترانه سرایی می کنم.و عضو انجمن شعر فایز دشتی هستم. بیشتر قالبهای شعری رو کار کردم ولی دیدم علاقه خاصی به قالب ترانه دارم.بنابراین بیشترین تمرکزم رو گذاشتم روی ترانه.و تا الان بیشتر ترانه کار کردم. بطور اتفاقی با این سایت آشنا شدم و برام خیلی جالبه که تموم کسانی که اینجان ترانه سرا هستن و ارزش ترانه رو می دونن.خوشحالم که اینجام و امیدوارم دوستای ترانه سرا کمک کنن که بتونم کارای بهتری ارائه بدم.ممنون
عضویت

  • درود ایمان جان. ترانه زیبایی ازت خوندم. فقط این مصرع “به این خامــوشی ِ متـــروک که آواری رو این لبــهان” لبهاس درست بوده که بخاطر قافیه مجبور به این اشتباه شدید. دلتنگیای مشت هم از زبون ترانه تون خارجه و آوردن “مشت ” ریسک بزرگی بوده که بهتر بود انجام نمی شد.
    موفق باشی و چشمه شعرت همیشه جوشان.