ترانه : نامه های مچاله


با چشمایِ گریون و خیسم
واست یه نامه مینویسم
تا شاید حالِ منِ عاشقو “بدونی”

داره رویِ نامه میریزه
اشکایِ چشمام ریزه ریزه
اشکایِ من از دلتنگی داره “نشونی”

منو یه خوردکارو
یه چشمِ بیدارو
یه روحِ بیمارو
یه عالمه کاغذ و حرفایِ “نگفته”
منم همون مردی
که تو ولش کردی
میخوام که برگردی
بیای نذاری این عاشق از پا “بیفته”
________________________________

وقتی همه ساعتا خوابن
وقتی نامه هام بی جوابن
دلم از خندیدنایِ زوری “بیزاره”

وقتی برگشتنت محاله
نامه رو میکنم مچاله
نوشتنِ نامه دیگه فایده “نداره”

منو یه خوردکارو
یه چشمِ بیدارو
یه روحِ بیمارو
یه عالمه کاغذ و حرفایِ “نگفته”
منم همون مردی
که تو ولش کردی
میخوام که برگردی
بیای نذاری این عاشق از پا “بیفته”
سعید کی ساری

۱۷۰