به خاطر تو

تو رفتی وآمدنت شد سوال

سوالی که جوابش بود توی خیال

 

تو رفتی و ستاره کم سو شد

خوشی رخت بست وخم به ابرو شد

 

چشم به جاده ها و جاده ها یخ بسته اند

طی می شوند با پاهایی که خسته اند

گیج و سردرگم و بی محابا به هر سو

بی تو به آب میدهم گلهایی که دسته اند

 

پس بشنو ناله ی این برگ زرد را

سکین بده به مهر این ضجه و درد را

از روی آلبوم خاطراتمون

بگیر متروکیِ این خاک و گرد را

 

تو بودی این هوا واسم نفس بود

تو و خدای عشق برایم بس بود

 

به خاطر تو بود این که حالا هستم

اما رفتی و در خود چندین بار شکستم

 

تو یک معنی بودی واسه ی عاشقی

تو هر ثانیه ام بودی دقایقی

 

به خاطر تو بود این حالی که داشتم

اما رفتی و شکست پر و بالی که داشتم

۲۲۱
۲

درباره‌ی حمید ابراهیمی

به نام او که هستی را خلق کرد تا بنده اش به هنر روی آورد. از حدود سالهای 1383به آموختن موسیقی و یادداشت کردن دل نوشته ها کردم hamidebrhimi031@ t.me/giutarane 09136815696 09900317499
عضویت