نقد آقای علی ادریس زاده بر ترانه خانم زهره پوربابکان

تنهاییامو میکُشم هر روز
توو تختِ خوابی سرد و نا مأنوس
دیوونه میشن حت٘ی دیوارا
از جیغ گنگم بعدِ هر کابوس

عاصی شدم از بس که بغضامو
روو این تنِ سنگی فرو دادم
لعنت به من که پشتِ پای تو
به غصه توو این خوونه رو دادم

تختم شده تابوت ِرؤیاهام
از تو فقط تندیسی جامونده
فوّاره ی اشکامو می بینی ؟
بازم تنم رو گریه پوشونده

تنها شدم با کوله ای از درد
زیر سرم جا (ی) شونه هات، سنگه
اینجا غروری که لهش کردی
یه عمره با تنهایی می جنگه

۱۵-۱-۲

درود
بسیار خوشحالم افتخار دارم نظرات شخصیم رو روی ترانه ای از سرکار خانم پوربابکان مینویسم.
اگر درباره کلیت اثر بخوام چند جمله بنویسم نگاه روایی و تلاش برای خلق تصاویر ملموس و باور پذیر در عین حال با زاویه دید جدید و استفاده از قوافی و کلمات غیر کلیشه از ویژگی های اثره اما کم تجربگی در نحوه به کارگیری مناسب از کلمات و عدم پرداخت مناسب باعث شده این ترانه کمی با یک اثر مطلوب فاصله داشته باشه.
کوتاهی ترانه با توجه به تم رواییش هم پرداخت رو دچار ضعف کرده که پیشنهاد میشه حتی با یک بند ترجیع با وزن متفاوت این مشکل تا حدی پوشش داده بشه.

اما اگر بخوایم جزیی تر به اثر بپردازیم و بند به بند پیش بریم :

تنهاییامو میکُشم هر روز
توو تختِ خوابی سرد و نا مأنوس
دیوونه میشن حت٘ی دیوارا
از جیغ گنگم بعدِ هر کابوس

تصویر شروع ترانه خوبه و ترکیب کشتن تنهایی ها میتونه جذب کنه مخاطب رو با وجود جابجایی ارکانی که در بعد اجرا تو ذوق نمیزنه

و در مصرع بعد پرداخت انجام شده که مناسبه .حالت کشتن رو مستتر در مکان کشتن نشون داده

اما ایراد در مصرع دوم گنگی و عدم پرداخت “نامانوس” هست.
چرا نامانوس؟!
و سوال دوم اینکه آوردن نامانوس صرفا برای قافیه سازی بکر بوده و یا کار کشیده شده ازش؟
و اینکه واقعا ترکیب زیبایی شده رختخواب نامانوس یا خیر!؟
و سرد به تنهایی حس رختخواب و تنهایی رو القا و کامل نمیکرد!؟

این سوال ها نشون میده پرداخت مناسبی در این مصرع برای خود مصرع صورت نگرفته و به شخصه نامانوس رو صرفا تلاش برای آوردن یه قافیه بکر میبینم که نتونسته موفق باشه.

و اما بیت دوم بند که ارتباط بین مصرع هاش خوبه و حتی تصویر جیغ گنگ هم خوبه اما جابجایی ارکان در هر دو مصرعش نقطه ضعف به حساب میاد.
“حتی دیوارا از جیغ گنگم بعد هر کابوس دیوونه میشن”

عاصی شدم از بس که بغضامو
روو این تنِ سنگی فرو دادم
لعنت به من که پشتِ پای تو
به غصه توو این خوونه رو دادم

اما در بند دوم
در مصرع دوم با یه تن سنگی مواجه میشیم که به یکباره وارد روایت میشه و متاسفانه نه قبل از ورود به این بند و نه بعدش درست اشاره و پرداختی نشده.
این تن سنگی (کودوم؟)
مشخصه مولف تو ذهنش تصویری داشته اما برای مخاطب که صرفا با این ترانه مواجه هست ذهن و تصویر ذهن مولف مشخص نیست.
متاسفانه جابجایی ارکانی مشابه بند قبل در این بیت وجود داره.
اما در بیت دوم ارتباط معنایی با بیت اول گسسته میشه و علاوه بر اون در استفاده از کلمات در مصرع اول (پشت پا) ، تصویر خوبه “روو دادن به غصه در خونه” رو در بیت دوم کمرنگ کرده.

شاید “پشت پا” به معنی “بعد از تو” اومده یا مثلا ،پشت سر مسافر آب ریختن و پشت سر مسافر اشک ریختن و… ولی پشت پا اصولا استفاده نمیشه.

تختم شده تابوت ِرؤیاهام
از تو فقط تندیسی جامونده
فوّاره ی اشکامو می بینی ؟
بازم تنم رو گریه پوشونده

جابجایی ارکان در مصرع اول این بند مشکلی ایجاد نکرده
پوشندن گریه با فواره اشک هم تلاش برای خلق تصویر نو بوده که به تنهایی شاید نسبتا موفق بوده اما در راستای ارتباط معنایی کل بند باز پرداخت خوبی بین دو بیت بند صورت نگرفته.
با کلمه “بازم” در اینجا از لحاظ پرداخت مشکل دارم
اگه “بازم”، یعنی قبلا که تو هم بودی میپوشنده تنم رو اشک و تو هم دیده بودی و برات تصویر جدیدی نیست با اینکه باید پوشیده شدن تن با اشک رو برای عشق رفته تصویری شوک آور و جدید توصیف کرد و “بازم” به رد این موضوع کمک میکنه.

تنها شدم با کوله ای از درد
زیر سرم جا (ی) شونه هات، سنگه
اینجا غروری که لهش کردی
یه عمره با تنهایی می جنگه

اصولا شروع و پایان اثر قوی تر و جذاب تر از بندهای میانیست اما متاسفانه بند پایانی این اتفاق رو رقم نمیزنه.
کوله ای (کوله باری) بوده که به ضرورت وزن بار حذف شده و معنای کلام از کوله بار به (کوله پشتی) که در اصطلاح عامیانه کوله هم اطلاق میشه اومده که به معنا ایراد وارد میکنه
باز هم در مصرع دوم به اقتضای وزن “جا” و حذف (ی) ایراده
و ایراد فحوا در بیت آخر
غرور له شده با تنهایی نمیجنگه
و منظور مولف
عاشق هست که غرورش له شده و با تنهایی میجنگه،
که باز در استفاده اشتباه از کلام معنا دچار ایراد شده.

اگر بخوام در پایان به چند نکته در اثر بصورت تیتر وار اشاره کنم جایجایی های ارکان و شکستن کلام و ضعف در پرداخت از مشکلاتیست که در اثر مشهوده.

با آشنایی که با چند اثر از آثار سراینده دارم میشه گفت با اینکه خانم پوربابکان چند سال هست که با فضای ادبیات و شعر آشنا هستن اما به تازگی با نگاه حرفه ای تر وارد عرصه ترانه سرایی شدن و به درستی مسیر خودشون رو در نوشتن انتخاب کردن و انشالله به زودی شاهد آثار بیادموندی ازشون خواهیم بود.
در پایان عذر میخوام نظرات شخصیم رو بلند بیان کردم و امیدوارم مفید باشه.
آرزوی موفقیت هرچه بیشتر دارم برای سرکار خانم پوربابکان

۳۲۲
۴
۴

  • درود..
    هم اثر و هم نقد اونبسیار عالی بود..
    به شخصه قافیه نامانوس و معنایی که در ارتباط با کل کار ازش گرفتم رو دوس داشتم و به نظرم مفهوم تنهایی و تختخواب سرد رو با تاکید بیشتری بیان میکنه..
    جناب ادریس زاده به نکات بسیار خوبی اشاره کردن.. استفاده کردیم..
    سپاس ا زهر دو بزرگوار..موفق باشید

    • درود و سپاس از نقد خوبتون جناب ادریس زاده گرامی
      می آموزم و استفاده میکنم …

      از مریم سپید عزیز هم سپاسگزارم که لطف داشتن و اثر و نقد ش رو خوندن در مورد استفاده از قافیه ی نامانوس دقیقن با شما موافقم و من این قافیه رو برای تاکید بیشتر آورده بودم نه صرفن به خاطر قافیه شدن !

  • درود و سپاس از نقد خوبتون جناب ادریس زاده گرامی
    می آموزم و استفاده میکنم …

  • سلام
    واقعا نقد خوبی بود آفرین به هر دو بزرگوار
    پیروز باشید