ترانه : فاجعه

تصمیمِ رفتن گرفتی و دیگه چاره ای نیس
نمیدونم چه جوری با نبودِ تو خوو کنم
باید اینروزا دیگه آماده یِ مُردن بشم
از خدا دیگه باید مرگمو آرزو کنم

نبودنِ تو شبیهِ
یه جنگِ تحمیلیه که
جنگاورش بی سنگرو
وقتِ شکستش نزدیکه

نبودنت یه فاجعه َس
یه جنگِ نابرابره
برایِ برگشتنِ تو
جنگیدنم بی اثره

حقِ من اینهمه تنهایی و بی کسی نبود
حقِ من نبود که بی تو زندگیم تباه بشه
رفتی و از رفتنت سر به هوا شد دلِ من
تازه میخواست دلِ من پیشِ تو سر به راه بشه

نبودنِ تو شبیهِ
یه جنگِ تحمیلیه که
جنگاورش بی سنگرو
وقتِ شکستش نزدیکه

نبودنت یه فاجعه َس
یه جنگِ نابرابره
برایِ برگشتنِ تو
جنگیدنم بی اثره
سعید کی ساری

۱۸۴