رفتی و رفتی

چه شب گرم ولطیفی،دورم از عالم ِمستی
وقتی محتاجِ تو بودم ،رفتی قلبمو شکستی

گفتی تا آخر این ماه هرجا باشی برمیگردی
میدونستم که دروغه،یه نگاه به من نکردی

حالا من موندم و ْبغضی که یه عمره تو گلومه
من و یک راه نرفته که همیشه روبرومه

حالا من موندم وْ بغضی که شکستن و بلد نیست
هرکی میپرسه از حالم میگم که خوبه، بد نیست

وقتی دیدم برنگشتی گفتم که خیاله
موج از دریا جدا شه،خب نمیشه که محاله

وقتی دیدم برنگشتی گفتم شاید اشتباه بود
عاشقی کردن با تو، مث عمر گل کوتاه بود

حالا تو رفتی و رفتی، اما من موندم و موندم
با یه بغض نیمه کاره زخمِ قلبمو پوشوندم

همین امشب پا میزارم تو همون راه سیاه
عمر من بی تو تموم شد نیومد آخرِاین ماه

۱۸۴
۱
۱

درباره‌ی محمدرضا ايراني

از جوانی شعر مینوشتم از همه نوع«کلاسیک.نیمایی وبیشتر از فروغ ونیماوخیام میخونم.مدرک مهندسی تولید دارم ودر یکی از وزارتخانه های کشورم در تهران فعالیت دارم.l
عضویت