یخ گرم

برگای سبز تو فصل سرد
سبزی گرم توچشم من
خونه میسازن تا چشات
خونه از پاکی روشن

سبز بهار جون میگیره
تو دل یخ ریشه داره
تا دورترین هوای تو
رد گل و جا میزاره

من تا تو از سرمای یخ
از اقیانوس شنا کنون
تن میزنم به ترس شب
میرسم من شادی کنون
اگه این فاصله دوره
برگ سبز رمز عبوره
اگه تو ریشه رو دیدی
اون ادامه ی حضوره

برگا ارایش میگیرن
تصویر رویامو میدن
شکل یک قلب تپنده
معنی صدامو میگن
برگا شبا روشن میشن
سبزنو زیباتر میشن
به اسمون به فاصله
پیام بی خوایبی میدن

اگه ما بیگانه باشیم
مثه سرما وستاره
دوتضاد بی بهانه
رسیدن معنی نداره

۱۵۷