باور ندارم

هر جا که باید باشی و نیستی
هر جا که دلتنگم ،ازم دوری
بود و نبودم دستته اما
تو ساده از من دست میشوری

تنها نزار دیوونه ای رو که
حتی نفس هاشم به تو بنده
بیدار میشه روزا با فکرت
شبها تو فکرت چشم میبنده

تو مهربون بودی ولی حالا
بی رحم تر از خود نمرودی
باور ندارم اون که یه روزی
اونقدر عاشق شد،خودت بودی

باور ندارم اون که با سردی
داره جدا میشه خودت باشی
باور ندارم بگذری از این
بیچاره ای که دین و دنیاشی

هیچ جای دنیا وسط بهمن
همدیگرو تنها نمیزارن
دستایی که تو این همه سرما
گرمای دستای همو دارن

با خنده رد میشی…تموم میشم
گیجم، جهان تو شوکه….نابودم
پشت سرت با گریه مینالم…
آاااای لعنتی من عاشقت بودم

۲۳۰
۳
۲