"پایبند"

به عشقت پایبند بودم همیشه
تو رفتی زندگیم لبریز درد شد
به پای لحظه های بیقراری
تموم سال من پاییز زرد شد
میجنگم با خودم با عشق و نفرت
از اون روزی که از من دس(ت) کشیدی
میریزم تو خودم وابستگیمو
چه راحت رفتی از من دل بریدی
دلم از خش خش برگای پاییز
زیر پاهای بی رحم تو جون کند
تو دستت توی دست دیگری بود
یه گل دادی بهش با ناز و لبخند
به احساسم قسم از تو گذشتم
نخواستم زندگیت از هم بپاشه
اگه دست تو هم پابند من بود
نمیذاشتی دلم از غم بپاشه
تو این مدت که ما با هم نبودیم
مرور خاطرات عاشق ترم کرد
تو رو از من گرف ( ت) بازی تقدیر
شدم یک آدم غمگین و دلسرد
رو عادت مثل روزایی که بودی
بهت با چشم بستم تکیه کردم
خیالات و توهم بود، دیدم
زمین خوردم،نشستم گریه کردم

۲۰۲
۲