سراب

من به هر خوش بینی ایی بدبینم
دیدِ من با دیدِ تو تغییر کرد
من زیادی مهربون بودم برات
ذهنِ تو حرفامو بد تعبیر کرد

پای نفعت تا وسط باشه چقد
راحته دل کندن از دل بستگیت
رو خرابه های قلب عاشقات
به خیالت آباده زندگیت؟!

*وقتی که با حرفات
حسِ من نابوده
اینکه میرنجونی
اثرِ کمبوده

عمریه از بالا
همه رو میبینی
ارتفاتو کم کن
قله ی تزیینی!*

پشت پا زدی و رو دس خوردی
که خودت بجای من خراب شدی
برمیگرده هر کی سمتِ تو میاد
این حقیقت داره که سراب شدی

شک نکن من از تو مغرورترم
تو که هر لحظه ازم دور تری
تو نفهمیدی که بی تفاوتم
اینکه فک کنی که مغرورتری

۱۸۹