وخدایی که مرا میجوید

این منم میخندم
نه ب تو
نه ب خود
پلک در پلکِ جهان میخندم
مینشینم بی گلایه
طرحِ لبخندى بر لب
میکنم زمزمه با خود
این نیز گذشت
این منممم میخندمم
باد در من می رقصد
گل بر من میخندد
آب مرا میخواند
و خدایی ک مرا میجویَد

۱۸۰
۲
۱