دردِ مشتــــــرکـ ــ

با غصه میگه رازشو هربار / اونکه مثِ من دوستت داره
میخندم و چیزی نمیگم که / این بغض از من دست برداره
این بارِ سنگینه یه احساسه / حسی که دردِ مشترک داره
میترسم این ابرِ دلم یک شب / از ماهِ عشقت پرده برداره

توی سکوتم عاشقت بودم / توی نگاهی که نمیدیدی!
هرآدمی شکلِ خودش مرده / من پای دردی که نفهمیدی!
هربار من سنگ صبورم باز / هربار دردم بیشتر میشه
یه کوهِ آرومم نمیدونه … / هرروزِ من با غصه سر میشه

راهِ نفس میبنده وقتیکه / پر میشه حرفاش از یه لبخندت!
اونکه نمیدونه یکی دیگه / تاحدِ مرگم میشه دلتنگت!
این قصه تلخه آخرش وقتی… / باید یکی از عشق خالی شِه
ما هم رفیقیم و رقیبِ هم..! / این ماجرا هی تلخ تر میشه

توی سکوتم عاشقت بودم / توی نگاهی که نمیدیدی!
هرآدمی شکلِ خودش مرده / من پای دردی که نفهمیدی!
هربار من سنگ صبورم باز / هربار دردم بیشتر میشه
یه کوهِ آرومم نمیدونه … / هرروزِ من با غصه سر میشه

۲۱۱
۱
۱