تنهایی

 

تنهاییامو میکُشم هر روز
توو تختِ خوابی سرد و نا مأنوس 
دیوونه میشن حت٘ی دیوارا
از جیغ گنگم.. بعدِ هر کابوس

عاصی شدم از بس که بغضامو
روو این تنِ سنگی فرو دادم 
لعنت به من که پشتِ پای تو
به غصه توو این خوونه رو دادم

تختم شده تابوت ِرؤیاهام
از تو فقط تندیسی جامونده
فوّاره ی اشکامو می بینی ؟
بازم تنم رو گریه پوشونده
تنها شدم با کوله ای از درد
زیر سرم جا (ی) شونه هات، سنگه
اینجا غروری که لهش کردی
یه عمره با تنهایی می جنگه

#زهره_پوربابکان

۲۵۶
۴
۳