لالایی

لالاییتو بخون! بازم بخوابم
بخون! یادم بره قرصای خوابم
بذار تنها فقط واسه یه لحظه
فراموشم بشه توو اضطرابم

بخون! حتی اگه صد ساله باشم
نمیشه هی(چ) چی جاتو بگیره
بگو! چی توو صداته که همیشه
با اون حتی خدا هم خواب میره!

خدا وقتی منو داش به تو میداد
به احساس تو با غم طعم میداد
آخه چشماش بارونی شدن چون
غم بی مادریشم یادش افتاد!

بهشتی که بِهِت وعدشو دادن
جَوونیو خوشیتو جاش دادی
منم اون میوه ی کالِ بهشتی!
همون که زندگیتو پاش دادی

بذار آغوش من گهواره باشه
میدونم هی(چ) چی مادر شدن نیس
ازت میخوام که لالایی بخونی
آخه لالایی خوندن کار من نیس.

۲۱۰
۳
۴